تقديم به شهداي رهپويان وصال شيراز
يه كاروان گل لاله ، تو موج شيون و ناله
رفتن از اين خاك ، به سوي افلاك
رنگ دلبر گرفتند ، تا خدا پر گرفتند
اين شهيدا تا ابد برامون نور عينند
هدية ما عاشقا به آقامون حسينند
*
يه عمريه كه شهادت ، به زير پرچم هيئت
گفتگومونه ، آرزومونه
شهادت عزت ماست ، شرف و غيرت ماست
عمريه رهپويان وصال روي ياريم
ما براي شهادت همه چشم انتظاريم
*
تا خون داريم تو رگامون ، بالا مياد تا صدامون
غرق تاب و تب ، هر روز و هر شب
از آقامون مي خونيم ، ما حسيني مي مونيم
كوري چشم همه دشمناي ولايت
سربلندن شيعه هاي علي تا قيامت
شاعر : یوسف رحیمی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 8:45  توسط سید علی انجو
|
هر لحظه دم از نفاق با هم بزنند
یا حرفی از این سیاق با هم بزنند
یک بار نشد عقربه های ساعت
یک دور به اتفاق با هم بزنند
بیژن ارژن
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 8:21  توسط سید علی انجو
|
من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
سهیل محمودی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:6  توسط سید علی انجو
|
سالگرد وفات استاد مرحوم دکتر سید حسن حسینی بهار را مانند خاطر غنچه ها دلتنگ می کنه :
هر چند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق!
اين ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است
مرحوم سيد حسن حسينی
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 7:24  توسط سید علی انجو
|